پس ان ازسن ۲۰ سالگی به عپفکرانتخاب همسر جی شوندو تک به تک دختران اقوام وهمسلیه هارا زیرنظر می گیرد.. و ا انتخاب همسر ازنظر جوانان معیارهای متفاوتی دارندبعضی ازافراد خوشکلی دختررا درنظر جی گیرندد بعضی ریگر تربیت خانوادگی وچاکی دختر ( مولانا عبدالرحمن جامی فرموده است که اگر زن فاحشه ای بزایددختری که اورا کندتربیت دیگری چون ازباده عشق لب تر کند . عاقبت همان کار مادر کند وددرجای دیگرفرموده است نطفه چاک بباید که شود قابل فیض ورنه هرسنگ وولوخ لدلوئ مرجان نشود اگربه توصیه این عارف بزرگ ایران توجه نماییم بایداصالت وچاکی خانواده دخترا درنظر بگیریم مثلآ برزسی نماییم که پدرخانواده ازچه راهی معاش زندگی را تآمین می کند.؟؟!! زن تکیه گاه مردو سنگ صبورجرد درزندگی است دبایدازخانواده انسان وچاک انتخاب شود چون ازقریم گفته اند جادررا ببیندختر ا بگیر یعنی اخلاق وانسانیت وجاکی جادر دختر ا درنظربگیر وبعددختررا احتخاب کن زن اگردبپدبپدلسوز زندگی نباشدو هیچ همکاری با شوهر درزندگی نکند این زن به پشیزی ارزش نداردوقتی مادردختربه وضوح ازجیب شوهرش دزدی می کند. وبه شدهردردغ حی گویدودخترهم حتوجهدزدی مادرود دغ گویی او هست .ایندختر تمام رفتارمادررا تقلید حی نماید. یک سرگذشت اعریف حی کنم ( من درسن ۲۲ سالگی با مدرک دیپلم خدمت سربازی را انجام داده بودم با زفکرازدواج افتادم ولخظه ای به فکر فرورفتم که هیچ َشغلی ندارم دهیچ سرمایه ای هم ندارم چگونه میشودبا اینوضعیت ازدواج نمایم وازتصمیم خودم منصرف شدم. و یک زوز که چندجوان درکنارهمدیگرجمع بودیم. من از کتاب ددبیتی های باباطاهر فال گرفتم: و شعراین بود : ( بگفتا ناصحی بشنو تو این پند به تقدیری که داری باش خرسند تآمل کن درین گفتار ای دوست مبرازیاد پندآن خردمند)۰ وقتی این شع درفال من آمدبی نهایت خوشحال شدم و بعدازاینکه استخدام شدم بادختری همکارآشنا شدم ورفتم خواستگاری واونم جواب داد و هنوزدوجاه ازعقدجان نگذشته بود که شاهدمشتجره چدروجادر این دختر درخانه شان بودم و این دو زن وشوهرجلوی چشم ۵دخترشان فحش های رکیی به هم حی گفتندوحتی شوهرره زنش می گفت وه توزنا کار هستی د بدنت کنتورنداردکه شماره بیندازد یعنی کثافتکاری لماز روی عضوخصوصی زنان قابل شناخت نیست و جن عروسی گرفتم باخانمم زندگی اشتراکی را شروع کردیم ومن آن موقع متوجه شدم وه درازدواج باخته ام چون این زنریکذره نسبت به زندگی دلسوز نیست و به خاطراینکه درتهیه جهاز یک درصد مشارکت نداشت. وبه همین علت زندگی برایش هیچ ارزشی نداشت داین زندگی نا مبارک را بعدازشش سال متلاشی کردم. و از فال کتاب باباطاهرنا امیدشدم. اینزن بی احساس و بی شعور را اززندگیم بیرون نمودم.

یکماه بعداز بیرون نمودن این زن بی عقل زن یکی ازددستانم برایم دختری معرفی نمود که حافظ نصف قرآتن بودودرحوزه علمیه مسئولیت تدریس روخوانی قرآن را برای کودکان برعهده داشت . ایندخترخانم را دیدم واعرام رضایت نمو م ودقیقن چهل روز بعداز رفتن آن زنتحمق من ازدواج نمودم ودقتی زندگی را با این زن شروع کردم متوجه شدم که زن زندگی یعنی چه ؟؟ چکن این همسرم ازنظراخلاق و رفتاردرحدیک فرشته بود ونماز سروقت وروخوانی قرآتن هرصبح ساعت پنج تا هفت صبح ورلسوزی به زندکی وعشق مپورزیدن به اینزنگی کداشتیم واقعآ سنگ صبور من وتکیه گاه محکم وقابل اعتماد من وتنها اختباف من واو تتبلی من درنمازخواندن که او اینوبه منتذکر جیداد که بایدنمازرا سروقت بخوانی حارا چن متوجه شده بودم که زن ها چقدر با هم متفاوت هستند یعنی به اندازه زمین وآسجان باهم فرق دارند نه به بیشعوری اون یکی ونه به انسانیت این یکی این همش د کنار شوهروهم فکری و حتی یککلمه سه حرفی بی ادبی ازبان این تشنیدم ولی اون یکیباخاهران بی ادبش حرفهایی با همدیگر جی گفتندکه حتی به زبان آوردن این کلمات مایه شرمندگی انسان میشود. حارا به فال بابا طاهرایمان آورده بودم که خدا همان همسری که حتی من لیاقت اورا ندارمرا به من ارزانی داشت وخدا به من زنی دادکه همه آن نامردمی هایی که ازآن اولی دیده بودم‌ همه جبران شدوتت کنکن که ۲۳ سال استباهم زندگی حی کنیم هر وزازروزگذشته به همدیگرولیسته اگتر جی شویم وخدا برایمان یکچسرداده است واین خانم من یعنی این فرشته من چسرمراداردمثل تربیتخودش بزرگ نی کند و ر من رواقعآ به این ازدواج دوم خودم افتخار جی کنم و اینوجی خواهم بگویم که اگرجواندرایام جوانی پاک باشدودنبال ناموس مردم نباشدحتمن خدا یک فرشته نصیب انسان می کند که ازباقی مانده عمرش لذت ببرد به اینزندگی خودش افتخار نماید. طی همینماجرا له جوانان عزیز توصیه جی کنم که قبل ازرفتن له خواستگاری خودترا یپیسپاربه خدا و اصلآ دنبال کثافت کاری نروید وگرنه تقاس همه بدی ها را خواهید دید و خواستگاری دختری برویدکه جایبندبه اصول اخلاقی وانسانی باشدو خدا رابه یادداشته باشدو خوب رفتارمادر و دختر را درنظربگیرید که دخترزیرنظرهمان مادربزرگ می شود. وتک به تک حرفهای مادر درذهن دختر نقش می بندد وتو درآینده نه چندان دور آن حرفهای زشت ورفتاراحمقانه دختر تودا گلوله باران خواهد کردکه حتی فرصت پاسخ را ازتوبگیرد. فقط جویا شویدکه آیامادردختردلسوز زندگی خودش هست یا نه اگرمادرخائن به شوهرش باشدمطمئنآ دخترهم مثل مادرش خآئنبه شوهرش میشود. برای انتخاب همسراحساسی فکرنکنیدوگول خوشکلی کذایی دخترا را نخورید چون اینخوشکی ررراه گشای مشکلات زندگی نسست بلکه این انسانیت است که مشکلاترا یکی چس ازدیگری مرتفع می نماید .