چه بسیار که سطح دریا همانند فرشی ابریشمی آرام ونرم به نظر می رسد. و آشتی وآرامش واستقرار وامنیت را تداعی می کند. وچه یسیار که این صورت آرام وفریب دهنده . نبرد مرگ وزندگی وصدای خرخر حالت احتضار را دردرون خویش پنهان می سازد و این ذات دریای به ظاهرآرام است که دردرون خودش کسی را بعه سختی بمیراند. طوری که درژرفای دریا ماهی ها وکوسه و مارها وهشت چاها شنا حی کنند. و هیچ رحمی به یکدیگر ندارند. و باحرسی سیری ناپذیر اعمال خشونت بارشان چایانی ندارد‌. درتمام اوقات شبانه روزی این حیوانات به ظاهرزیبا فقط بع تعقیب وگریز یکدیگر مشغول هستند.

شما هم که انسان هستی و ازنیروی تفکروتعقل برخوردداری جلوی آیینه که قرار می گیری آرام وصاف به نظر می رسی که این باعث لذت تو می شود.

ولی دردرونت آتش خواهش ورغبت و لذت جویی وکینه توزی و غرایز موج می زند که از یک احساس سیری ناپذیری برخوردار هستی. ظاهرتو شباهت زیادی به ظاهر دریاردارد چون به ظاهرآرام و متین و دوست داشتنی هستید. ولی توهمانند که اگردراعماق درون افکار تو دوربینی را کار تراوش افکاری منفیزومخرب و ضدانسانی ازآن بیرون خواهد زدکه موجب وحشت خودت هم می شود. َدردروندریا برحسب غریزه حیوانی حیواندیگرا شوار حی کند . امادردرون واعماق افکار تو تراوشات ضدبشریرو بهزقل وزنجیرکشیدن انساتها از آن افکارت بیرون خواهد زدو درمقایسه به حیوان فاقدفکرو عقل همه ازتووحشت خواهند کرد. ولی چون خداوند درتو نیردی تفکرو تفقل را خلق نموده است اگربخواهید و ذهن خودت برا واداربه تراوش افکارمثبت وسازنده بکنی طولی نمی کشدکه تو آن جنبه حیوانیزووحشی گریرا دروجودعمق خودت به آرامی به زنجیرخواهی کشیدبه طوری که هیچ کس از تراوش افکار تو آزارو اذیتی نخواهد دید. وتو با بینش اصیل انسانی خواهی توانست مارها ونهنگ ها و کوسه های درنده وجودت را دنبال کنی و به آرامش برسی و دردشتی آرام قراربگیری جایی که صدف ها ومرواریدها ومرجان ها وجوددارند. نفس تو هم همین طور است. که اگردرآن ازمنطقه ی غرایز عبور نمایید. به منطقه ی روح می رسی جایی که منشآ آرامش است. وچرتوی حکمت در آن می درخشد. وچشمه محبت ومهرورزی، صاف و خالص ازمیان دستان مهربان آفریدگار بر جی جوشد.( فدااحمد رحمتی فدای جام خاک چاک منطقه مایین جام شهرجدید سمیع آباد روستای میش مست)

پس انسان بایدانسان بماندو انسان زندگی کندو انسان بسازدو انسان بمیرد پس انسان باشیدتارستگار شوید